تبليغاتX
فرزند گمگشته صحرا

سه ره پیداست

نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر

حدیثی که اش نمی خوانی بر آن دیگر 

نخستین : راه نوش و راحت و شادی       به ننگ آغشته اما رو به شهر و باغ و آبادی

دو دیگر : راه نیمش ننگ نیمش نام        اگر سر بر کنی غوغا وگر دم در کشی آرام

سه دیگر : راه بی برگشت بی فرجام

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه بر داریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟

pishva

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1384ساعت 20:8  توسط آخرین بازمانده |