![]() |
![]() |
|
|
همخوابگی با مهوشان پاداش بندگيم بود
وه ! که بوی تنت را هيچ حوری ای نميداد رغبت بوسه هيچ يک را نداشتم فقط رفتم که به خدا بدهکارم نباشم . . . . . . ياوه گفتم ! از بهشت بر نميگردم ! مرا راندند . . . به جرم تکفير گفتم که تو بهشت منی . . .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 22:13 توسط آخرین بازمانده |
|
|
در عمق دره .. چه عظيم است، پرواز يك پروانه
رقص بلورهای های برف حکایت از چه دارند؟
باد که می وزد از آنها می پرسند: کدامین برگ را روی درخت نوبت افتادن است
نمی دانم لزوما این خوب است يا بد اما يک واقعيت است که پنج تا مورچه از چهار تا فيل بيشتره.
... پسرك بنويس بر آب. گر چه مي دانم هستيت بي چيز است (شبيه باغباني بي ميوه كه بخواهد خشكي درختش را بچيند) ولي بگرد. حتما چيزي داري لاي ذغال دان ذهنت كه آتشش بزني و خودت را گرم كني.
امشب حالم زیاد خوب نیست زیاد به دل نگیرین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آذر1384ساعت 23:24 توسط آخرین بازمانده |
|
|
AMOR MIO AMOR MIO POR FAVOR TU NO TE VAS YO CUENTARE A LAS HORAS QUE LA YA VEO AMOR MIO POR FAVOR TU NO TE VAS YO CUENTARE A LAS HORAS QUE LA YA VEO VUELVE NO VOLVERE NO VOLVERE NO QUIERE RECORDAR NO QUIERE RECORDAR VUELVE NO VOLVERE NO VOLVERE NO QUIERE RECORDAR NO QUIERE RECORDAR
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 آذر1384ساعت 19:28 توسط آخرین بازمانده |
|
|
مرگ تدریجی ماآغاز خواهد شد اگر سفر نکنیم اگر مطالعه نکنیم اگر به صدای زندگی گوش فرا ندهیم اگر به خود بها ندهیم
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد هنگامی که عزت نفس را در خود بکشیم هنگامی که دست یاری دیگران را رد بکنیم
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر بنده عادتهای خویش بشویم و هر روز یک مسر را بپیمائیم اگر دچار روزمرگی شویم اگر تغییری در رنگ لباس خویش ندهیم یا با کسانی که نمی شناسیم سر صحبت را باز نکنیم
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر احساسات خود را ابراز نکنیم همان احساسات سرکشی را موجب درخشش چشمهای ما می شود و دل را به تپش در می آورد
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر تحولی در زندگی خویش ایجاد نکنیم هنگامی که از حرفه یا عشق خود ناراضی هستیم اگر حاشیه امنیت خود را برای آرزوئی نامطمئن به خطر نیاندازیم اگر به دنبال آرزوهایمان نباشیم اگر به خودمان اجازه ندهیم برای یک بار هم که شده از نصیحتی بگریزیم
بیایید زندگی را امروز آغاز کنیم
بیائید زندگی را امروز آغز کنیم
بیائید امروز خطر کنیم
همین امروز کاری کنیم
اجازه ندهیم که دچار مرگ تدریجی بشویم
شاد بودن را فراموش نکنیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 آذر1384ساعت 21:54 توسط آخرین بازمانده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 |
| پیوندها |
|
دل تنگ تو رز سرخ رگبار مرد تنها داریوش مکتوب ستاره بی نشون امین و سارا طوطیا عشق و مبارزه |
|
RSS
|