تبليغاتX
فرزند گمگشته صحرا - تولد تولد تولدم مبارک
 

هیچ کس از جنس ما نبود

اینچنین که هستم        که بودی      که بودم        که هستی

نمیگویم صمیمی        نمیگویم خوب        نمیگویم پاک        نمیگویم . . .

ولی به خدا قسم

قسم به نان و نمک

به شرم تو به چشمای قشنگ تو

اندازه هرچه دل تنگت بخواهد

با همه وجود

و با هرچه عشق      و   عشق

دوستت دارم

 

سرآغاز-سرباز-مادر-بدون شرح-دیوانگی-پدر-والکری ها-راه-آغوش خداوند-موز-بهشت-پژمان بختیاری-7-روزها-بچگی-فرشته-مرده-دیوانگی 2-شور-گناهم بی زبانی است-مرا ببوس-مبارزه ای با تنی لرزان-جشن-پاره ای از اعتقادات کهنکی ها-خورشید و ماه-ترس-به یاد پدر-از هر دری -نیایش-پایان انتظار-مادر گفت -رزم آور نور-دل تنگم -مرگ تدریجی-NO VOLVERE-جماعت من دیگه حوصله ندارم-بهشت من-دروغ های کوچک-نمیدانم . . .

تو این یکسال از خداوند مبارزه امید شادی عشق دیوانگی پدر . . . از همه چی گفتم تو بیخوابی هام همدم من بود تو پریشونی ها تو دلتنگیا تو لحظاتی که گناهکار بودم تو روزهایی که رانده شده بودم این رفیق بامعرفت همش باهام بود .

یک سال از نوشتن سرآغاز گذشت و مبارزان جاوید-هفت آسمان عشق-فرزند گمگشته صحرا یک ساله شد . ۱۱۹ بار با آخرین بازمانده همراهی کردید دلتنگ تو اولین نظر و ثبت کرد (کسی که من رو با بلاگفا آشنا کرد ولی مدتی است از من رنجیده و ترکم کرده به امید روزی که دوباره برگرده) باید از رز سرخ به خاطر همراهی های همیشگیش تشکر کرد (میشه گفت خیلی از مطالب برای رزسرخ نوشته شده) از امین و سارا-داریوش-رگبار-پیشوا-حمید-پری-پارادایس-علیرضا-هادی-بهروز-پریشان-کامبیز-نازنین-باران-خط سوم-محسن-سید-نرگس-آقای کارون-امپراتور . . . به خاطر اومدن و سر زدن و نوشتن ممنون .

"به جان تو قسم

که از هیچ کس     و نا کس     گله ای ندارم

از عزیزانم

 حتی عزیزانی که   مرا به آسانی باد آشفتند   و پرپر کردند

نه   نه . . .

دیگر جایی برای گلایه نیست

تنها می خواهم بنویسم

که روزی روزگاری

پیش آنکه مرا عشق آموخت    پیش دلم     کم نیارم

می خواستی بشنوی

بشنو این منم که می گم... "

معمولا آدما موقعی که شمع تولدشون رو فوت میکنن یه آرزو می کنن

آخرین بازمانده هم موقعی که داشت تو نظراتش پرسه می زد جای خالی دلتنگ تو رو دید خیلی دلتنگی کرد ...

بیا برگرد بیا و ببخشمون

بیا و آبیجیمون شو دوباره

 بابا دلتنگتیم با معرفت 

ما که اینجور نبودیم با هم

با مرام ما  اینقدرها هم بد نیستم  . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 فروردین1385ساعت 3:21  توسط آخرین بازمانده |